عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 62
طبقات الصوفية ( فارسي )
و پير هرات داريم « نقارى » كه خواجه عبد اللّه انصارى بدان اشارت كرده است مىتواند امرى بديهى باشد . ابو سعيد ابو الخير چنان كه از بررسى اسرار التوحيد و حالات و سخنان او برمىآيد در ظاهر چندان پايبند آداب و سننى كه مشايخ طريقت بدان مىرفتهاند نبوده است . جايى كه مشايخى چون ابو القاسم قشيرى و ابو عبد اللّه باكو بر وى منكر شوند ، ميدان انكار شيخ الاسلام جوان كه سخت پايبند سنت و مقيد به حدود و قيود شريعت بود ، فراختر بود و امكان بروز نقار محتملتر . شيخ ابو - عبد اللّه باكويه شيرازى بر ابو سعيد ابو الخير پنج مورد ايراد گرفته بود كه هر پنجتاى ايرادهاى او مربوط به كردارها و رفتارها و سخنانى بود كه در ابو سعيد ابو الخير ديده مىشد ، درحالىكه در پيران و مشايخ ديگر ديده نشده بود . البتّه شيخ ابو سعيد ابو الخير همه اين ايرادها را پاسخ مىدهد و رد مىكند 111 . ايرادهاى ابن باكويه جملهى پير هرات را به ياد مىآورد كه گفت در طريقت نه طريق مشايخ ورزيدى ، بعضى از مشايخ وقت ( ظاهرا ابن باكويه و قشيرى ) با وى نه نيك بودند . شيخ ابو سعيد ابو الخير پديدهاى شگرف است كه گوارش كردار و گفتار و رفتار او براى بسيارى از معاصرانش آسان نبوده است و شناخت او از حدود اطلاعات و ادراك امثال ابو بكر اسحاق كرامى ، رئيس كراميان نيشابور و قاضى صاعد ، رئيس اصحاب راى در نيشابور بيرون بوده است . اين دو تن كه بطور كلى با مشايخ صوفيه مخالف بودند و با آنان دشمنى مىورزيدند ، از كسى كه دعوى زهد و تصوف مىكرد ، خوردن لوزينه و گوزينه و فواكه الوان و مرغ بريان را نمىتوانستند بپذيرند . دعوت عام او را براى صرف غذاهاى اشرافى آن روزگار بر سر خوانى كه در آن هريسهء گاوان و زيرهباى مزعفر و معطر گوسفندان و لوزينهى بسيار و هزار شمع برافروخته در روز روشن و عود و گلاب بسيار كه يكى مىسوخت و ديگرى را شيخ با دست خويش بر سر مردمان مىافشاند 112 نه